یادگیری و خانواده

والدین امروزی و به خصوص مادران، حساسیت زیادی درباره درس خواندن و پیشرفت تحصیلی فرزندان شان نشان می دهند. بسیاری از

خانواد ههایی که فرزندان با هوش و درس خوانی دارند، سعی م یکنند از تهیه هیچ نوع امکاناتی دریغ نکنند. خانواده هایی که فرزندا نشان به هر

دلیل، اهل درس و مدرسه نیست، برای جبران کمبودهای انگیزشی، پول خرج کردن برای معلم خصوصی و آموزشگاه و انواع و اقسام کتا بها

را ساد هترین راه می پندارند. هم والدین گروه اول و هم والدین گروه دوم، بیشترین فشار را بر روی فرزندان متمرکز ساخته و به اقداماتی یک

طرفه روی می آورند.

5 ساله مشتاق یادگیر ی، - چیست؟ چرا کودک 6 » لذت یادگیری « * نقش خانواده در ایجاد

وقتی به سنین بالتر می رسد، شوق و انگیزه خود را از دست می دهد؟ آیا این امر به دلیل

تأثیر عوامل خارج از خانواده است؟

- خانواده، به ویژه در سنین حدود 2 تا 10 سالگی مهارت هایی به کودک م یآموزد که در رابطه با کارهای آموزشگاه، نقش اساسی دارند. این

اگر چه .» وظایف « مهارت ها عبارتند از: زبان، توانایی یادگیری از بزرگسالن، جنب ههایی از نیاز به پیشرفت، عادت به کار کردن و توجه به

خانواده ها در آموزش این مهار تها به کودکان تفاوت دارند، اما نتیجه کار بعضی خانواده ها در ایجاد این مهارت ها و توانای یهای دیگر

.) فوق العاده است. )بلوم، ترجمه سیف، 1374

*چه نوع خانواد ههایی در ایجاد شوق یادگیری و مهار تهای تحصیلی موث رتر عمل می کنند؟

- - خانواده های ایرانی نقش خود را درباره کمک به پیشرفت تحصیلی فرزندان، در دو نکته خلصه م یکنند: 1- تهیه و تدارک امکانات . 2

همراهی با فرزندشان در درس خواندن؛ آن چه در این میان نادیده گرفته م یشود نقش سطح فکری والدین در محیط خانه است.

فرزندان شما، بیش از تدارک امکانات و کنترل تحصیلی، به والدینی نیاز دارند که با ارتقای دانایی ها و یادگیری های خود، به ارتقای سطح

فکری خانواده کمک کنند. تنها داشتن فرزند باهوش و تیزهوش و واداشتن او به درس خواندن از هر طریق ممکن، مهم نیست. چنین

فرزندی، در محیطی بهتر رشد م یکند که مستعد و بالنده باشد. پدر و مادری که برای یادگیری فرزندا نشان هر سختی و زحمتی را به جان

می خرند، ولی برای یادگیری خودشان تلشی نم یکنند، در واقع به فرزندشان لطمه م یزنند.

باور کنید که شوق یادگیری و استعداد تحصیلی بسیاری از دان شآموزان، به دلیل عدم وجود محیط مساعد فرهنگی در خانواده، شکوفا

نمی شود و یا به حداکثر شکوفایی نم یرسد.

عکسبسیاری از والدینی که ادعا دارند برای پیشرفت تحصیلی فرزندشان همه نوع امکانات مورد نیاز را فراهم آورده اند و به اصطلح چیزی

کم نگذاشته اند، در ارتقای سطح فرهنگ خانواده بسیار سهل انگارند .

بزر گترین کاستی و قصوری که می تواند متوجه والدین یک دانش آموز باهوش باشد، آن نیست که برای او کامپیوتر نخرند و یا سایر

خواست ههایش را نتوانند اجابت کنند، بلکه این است که: با سهل انگاری ها و ناش یگر یهای خود، سطح فکری خانواده را پایین آورند.

پژوهش های بسیاری نشان داد هاند که: آنچه والدین در تعامل خود با کودکان در خانه انجام می دهند عامل اصلی تعیین کننده توانایی هایی

کلمی و پیشرفت درسی است، نه سطح درآمد والدین یا میزان تحصیلت یا سایر خصوصیت های مربوط به پایگاه اجتماعی آنان )همان منبع( .

والدینی می توانند بهترین و موثرترین سطح تعامل را با فرزندان داشته باشند که از سطح فکری- و نه فقط سطح تحصیلت- بالتری

برخوردار باشند.

نقش پدر و مادر در افت و یا ارتقای سطح فکری و فرهنگی خانواده، بسیار مهم است.

*والدین چگونه می توانند در این باره تأثیرگذار باشند؟

- از عوامل زیادی در این خصوص م یتوان نام برد، ولی مهم ترین عامل، نگرش والدین به یادگیری و دانایی است. وقتی پدر و مادر در حرف

و عمل به دانایی احترام بگذارند و وقتی یادگیری به معنای واقعی، برای آنان ارزشمند باشد، خود به خود رفتارهای آنان در مواجهه با مسائل

فکری و تحصیلی فرزندا نشان، بسیار متفاوت خواهد بود. پدر و مادری که به زور می خواهند در فرزند خود انگیزه تحصیلی ایجاد کنند، در

واقع نه لذت یادگیری را چشید هاند و نه عطش یادگیری را درک کرد هاند. چگونه امکان پذیر است که، پدر و مادری نگرش مثبت واقعی به

یادگیری نداشته باشند و بعد بخواهند که، فرزندشان به بالترین حد پیشرفت درسی برسد؟ البته استثناهایی ممکن است وجود داشته باشد،

ولی این موارد عمومی نیست.

ب هطور حتم، بزرگت رین و خطیرترین وظیفه والدین به خصوص در شرایط فعلی آن است که با اصلح نگرش و رفتارهای خود درباره یادگیری

و دانایی، به خودو فرزندان و در یک کلم به ارتقای سطح فکری و فرهنگی کل خانواده کمک نمایند. البته این کار راحتی نیست و مهم ترین

و به صورت منطقی به سعادت خود، فرزندان و خانواده م یاندیشند، p مانع ، عادات و روی ههای معمول جامعه است، اما پدر و مادری که واقعا

باید گام های تدریجی را در این راه بردارند.

عطش یادگیری و حضور دانایی در محیط خانه، کلید خوشبختی خانواده است.

اطمینان داریم که والدین ایرانی دیر یا زود، به این واقعیت مهم خواهند رسید. یادگیری فقط نیاز دان شآموزان نیست، بلکه نیاز همه انسا نها در

همه زمان هاست. عطش یادگیری بسیاری از خلء های زندگی را پر م یکند. احترام به دانائی، تفسیر زندگی و ارزش های فردی و اجتماعی را

تغییر م ی دهد. ارتقای سطح فکری والدین، فضای خانه و خانواده را دلنشین و منطق یتر م یسازد.

نقش مادران در یادگیری

نقش مادر، به خصوص در شرایطی که پدران حضور کمتری در خانه دارند، در سطح فکری خانواده مهم تر است. این موضوع شاید خلف

تصور عد های باشد ه در مسائل فکری خانواده نقش پدر را مهم ترم یدانند. شاید خود مادران هم تصور نکنند که چقدر در سطح فکری و

فرهنگی خانواده م یتوانند موثر باشند . یاد آور م یشود که سطح فکری، فقط به معنای سطح تحصیلت نیست و عوامل دیگری در این

خصوص موثرند.

* مادر چه نقشی در افت و یا ارتقای سطح فکری خانواده دارد؟

- مادران، اعم از شاغل و غیرشاغل، حضور بیشتری در خانه دارند. از طرف دیگر، مادرها بسیار بیشتر از پدرها، پیگیر روند تحصیلی

فرزندا نشان هستند. در دوره ابتدایی که بنیادی ترین سال های تحصیل را در برم یگیرد، بیشتر مادرها نقش کنتر لکننده مستمری دارند. به طور

معمول، پدرها از دوره های راهنمایی و متوسطه بیشتر وارد عمل م یشوند، آن هم به عنوان اهر مهای فشار، خلصه آنکه، حداق در 10 سال

اول زندگی، ارتباط مادر با فرزند بیش از هر کسی است و تأثیر مادر در سطح فکری فرزند هم، می تواند بیش از هر کسی باشد.

*کدام مادرها سطح فکری فرزندان و خانواده را پایین می آورند؟

- مادرانی که بیشتر وقت آنها پای تلویزیون م یگذرد، سوژ ههایی را در زندگی دنبال می کنند که پیش پا افتاده و غیرمهم است، اگر اهل مطالعه

باشند، در روزنامه ها دنبال صفحه حوادث م یروند و مجلتی را می خرند که شامل مطالب بی خاصیت و خنثی است، بحث ها و

گفت وگوها یشان با دوستان و همسر و سایرین درباره مسائل روزمره و تکراری است، حوصله فکر کردن درباره موضوعات جدی زندگی را

ندارند، به غذا و پوشاک فرزندشان اهمیت زیادی می دهند، مسائل فکری فرزندان را فقط در درس و مدرسه خلصه م یکنند و...

اگر بپذیریم که یک فضای مساعد فرهنگی تا چه حد م یتواند در رشد فکری کودکان موثر باشد، آنگاه باید به رفتارها یمان با تأمل بیشتری

بنگریم. مادری که وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون م یکند، هیچ یک از سریا لهای جدی و غیرجدی را از دست نمی دهد، با اشتیاق

داستان های پیش پا افتاده و الکی فیلم ها و سریال ها را دنبال م یکند و به توضیح و تفسیر آنها هم می پردازد، چه تأثیر مثبتی می تواند در سطح

فکری خانواده بر جای بگذارد؟ این مادر چگونه می تواند از فرزندش انتظار داشته باشد که با شوق و رغبت درس هایش را بخواند؟

مادری که حوصله مطالعه ندارد و یا مطالع هاش شامل سوژه های غیرجدی است، چگونه م یتواند توقع فرزندی کتاب خوان داشته باشد؟

مادری که تحصیلت سطح بالیی ندارد و برای ارتقای آن هم تلشی نم یکند، چگونه می تواند به فرزندش توضیح دهد که درس خواندن مهم

است؟ مادری که از شرایط فکری و اجتماعی زمانه اطلعی ندارد و با افکار فرزندش فاصله دارد، چگونه می تواند او را درک کند؟ مادری که

خورد و خوراک و پوشاک فرزندش، دغدغ های جد یتر از رشد فکری اوست، چگونه می تواند به رشد فکری فرزندش کمک کند؟

عجیب است که پدرها و مادرها، خود با یادگیری غریب هاند و یا به نوعی از آن فرار می کنند، اما از فرزندان توقع دارند با حرص و ولع درس

بخوانند و در امور تحصیلی، از همه پیشی بگیرند. خیلی از والدین حتی این زحمت را به خود نم ی دهند که با شیوه های منطقی با درس و

مدرسه فرزندا نشان برخورد کنند. فقط بر آنچه خود بدان رسید هاند، اصرار م یورزند.

حضور یک فرزند با هوش و درس خوان در خانواده که از همان سا لهای اول تحصیل قابل تشخیص است، وظیفه والدین و به خصوص مادر

را صد چندان م یکند. متأسفانه مادران وظیفه خود را در این م یبینند که بالی سر فرزندشان بایستند، تا او مشق هایش را بنویسد، از او درس

بپرسند، دیکته بگویند و یا حتی بعضی از کارهای درسی فرزندشان را انجام دهند.

هدف و تمرکز همه این فعالیت ها- فرزند- است، اما این کارها تا چه زمانی م یتواند موثر باشد؟ چند درصد از والدین از چنین روش هایی به

نتایج موثر و ماندگاری م یرسند؟

مادرانی که علقه مند به پیشرفت مستمر و واقعی فرزندشان هستند، باید جهت قسمتی از فعالیت ها را به طرف خود برگردانند. مادران باید پا

به پای فرزندان، پیش روند، اما نه در امور درسی، بلکه در رشد فکری و فرهنگی.

یک مادر منطقی، در وهله اول انتظار خودش را از خود بال م یبرد و به آنچه دارد قانع نم یشود. او همه وقتش را به امور روزمره و خنثی

اختصاص نم ی دهد بلکه در تربیت فرزند، وقت هایش را به زما نهایی برای سرگرمی و زمان هایی برای ارتقای اندیشه تقسیم م یکند.

منبع:روزنامه همشهری